هوای شهر - تاریخ: 1405/6/11 ساعت: 10:05
دارم برایت می نویسم هرچند دیرمی خوانی هرچند آنقدر خسته ای که نگاهت تار شده... لیلای من نگاه کن عقربه های هیچ ساعتی تکان نمی خورد !نگاه کن زمان از حرکت ایستاده استو خیال "تو"در من راه می رود !نفس می کشدترانه می خواندمن را عاشقانه صدا میزندامسال بهار بهتر ازهر سالما را درآغوش خواهدکشید فکرش رابکن لیلا...
روزت مبارک… - تاریخ: 1405/6/11 ساعت: 10:05
چگونه است که تو واقعیت داری ؟! رؤیاهایم هرگز توان خلق چیزی مثل تو را نداشته اند عشق با همهٔ شکوهُ قدرتش در کار تو مانده است تمام عاشقانه های دنیا هم که جمع شوند حریف گوشهٔ چشمت نمی شوند از تو که می نویسم مرا جا می گذارند واژه ها را می گویم چنان تو را ذوق می کنند که سر از پا نمی شناسند و من عاشقت شده...
دلم میخواست... - تاریخ: 1401/10/17 ساعت: 14:41
بیشتر از هر چیز، دلم میخواست میتوانستم تمام روحم را در چشمانم بگذارم و تا ابد، تا هنگام مرگم، به تو نگاه کنم!
میباره برف... - تاریخ: 1401/10/17 ساعت: 14:41
تا حواس همه شهر به برف است بیا گرم کن این بغل سرد زمستانی را...
هوای شهر... - تاریخ: 1401/10/17 ساعت: 14:41
دارم برایت می نویسم هرچند دیرمی خوانی هرچند آنقدر خسته ای که نگاهت تار شده... لیلای من نگاه کن عقربه های هیچ ساعتی تکان نمی خورد !نگاه کن زمان از حرکت ایستاده استو خیال "تو"در من راه می رود !نفس می کشدترانه می خواندمن را عاشقانه صدا میزندامسال بهار بهتر ازهر سالما را درآغوش خواهدکشید فکرش رابکن لیلا...